Tag Archives: بازاریابی دیجیتال

اصطلاحات دیجیتال مارکتینگ

admin No Comments

A/B Testing
ریشۀ آن در علم آمار و آزمون فرض آماری است. در بازاریابی دیجیتال، آزمونی است که برای سنجش دو پیاده‌سازی مختلف از یک طرح ( مانند صفحۀ فرود یا یک تبلیغ بنری) ترتیب داده می‌شود. در این آزمون، یک عنصر کلیدی که می‌تواند در رفتار مخاطب اثرگذار باشد، به دو شیوۀ متفاوت پیاده‌سازی می‌شود. سپس، به صورت همزمان به دو گروه متفاوت از مخاطبان نشان داده و بر اساس بازخورد آنان، پیاده‌سازی مناسب‌تر کشف می‌شود.

Ad Recall
یادآوری تبلیغ، مقیاسی برای میزان تأثیرگذاری تبلیغات است که در آن تأثیر یک تبلیغ بر گروهی نمونه از افراد بررسی می‌شود و بعد از گذشت زمانی مشخص از آن گروه می‌پرسند که تا چه حد آن تبلیغ را به خاطر می‌آورند.

Adwords
سرویس تبلیغات PPC و هدفمند گوگل است. در حال حاضر، چهار نوع تبلیغ نمایشی (بنر و متن)، ویدیو، جستجو و اپلیکیشن در این سرویس ارائه می‌شود.

Affiliate Marketing
نوعی بازاریابی اجرامحور است. برند یا کسب‌و کاری که این شیوه از بازاریابی را به کار می‌گیرد، در ازای هر بازدیدکننده یا مشتری که «شخص معرف» برایش به ارمغان می‌آورد، پاداش می‌دهد. اینجا «شخص معرف کسی» است که محصولات و خدمات آن برند یا کسب‌وکار را به شیوۀ شخصی خودش بازاریابی می‌کند.

Alexa
وب‌سایتی است که خدمات مختلفی در حوزۀ تحلیل جایگاه یک وب‌سایت ارائه می‌کند. شناخته شده‌ترین سرویس آن، رتبه‌بندی وب‌سایت‌ها بر اساس حجم ترافیک ورودی آنان است.

Back Link
لینکی است که یک سایت، از سایتی دیگر دریافت می‌کند. Back Linkهای معتبر، بر نمایش یک سایت در لیست نتایج موتورهای جستجو تأثیر زیادی می‌گذارد. به همین دلیل، نقش آن‌ها در SEO بسیار پررنگ است و همیشه مورد توجه بوده‌اند.

Bounce Rate
اگر بازدیدکننده‌ای، در یکی از صفحات سایت فرود بیاید و بدون تعاملی با آن، سایت را ترک کند، یک Bounce اتفاق می‌افتد. Bounce Rate، تعداد چنین بازدیدهایی است که به صورت درصدی از تعداد کل بازدیدکننده‌های سایت، در یک مقطع زمانی مشخص، محاسبه می‌شود. هر چه این درصد بیشتر باشد، نشان‌دهندۀ ضعیف بودن یک صفحۀ فرود یا همان landing page است.

Call To Action
در یک آگهی، به عبارت یا المان بصری که مخاطب را به انجام عملی مشخص فرا می‌خواند، Call To Action گفته می‌شود. به عنوان نمونه، می‌توان به Read More، Download for free و Click here اشاره کرد.

Conversion
زمان اجرای یک کمپین، عمل مشخصی در نظر گرفته می‌شود تا مخاطبان آن را انجام دهند؛ اعمالی مانند ثبت نام در خبرنامه، خرید یک محصول خاص و… . هر زمان که یکی از مخاطبان، آن عمل را انجام داد، یک Conversion (تبدیل) حساب می‌شود.

Conversion Rate
نرخ تبدیل به صورت درصد بیان می‌شود و به دو صورت قابل محاسبه است:
۱-نسبت تعداد Conversion به تعداد کلیک (این روش مرسوم‌تر است)
۲-نسبت تعداد Conversion به تعداد کل Impression

CPL – Cost per Lead
یک مدل قیمت‌گذاری تبلیغات دیجیتال است و پرداخت هزینه به ازای هر Lead صورت می‌پذیرد.

CPA – Cost Per Action
برخی CPA را مخفف Cost per Acquisition می‌گویند. یک مدل قیمت‌گذاری است و در آن، پرداخت هزینه در صورتی انجام می‌شود که عمل مورد نظر توسط مشاهده کنندۀ تبلیغ انجام شود.

CPC – Cost per Click
یک مدل قیمت‌گذاری برای تبلیغات دیجیتال است. در این مدل، پرداخت هزینه به ازاء هر کلیک روی تبلیغ، انجام می‌شود. در کمپین‌های با مدل قیمت‌گذاری CPC، یک مقدار را به عنوان بیشترین عددی که حاضر هستید برای هر کلیک پرداخت کنید (max cpc) مشخص می‌کنید که در طول کمپین قابل افزایش است؛ اما در واقع، شما عددی کمتر برای هر کلیک پرداخت می‌کنید (و گاهی خیلی کمتر). رقم نهایی که برای هر کلیک پرداخت شده است، actual cpc نام دارد. CPC معمولا با نام PPC هم شناخته می‌شود.

CPM – Cost per Thousand
این مدل قیمت‌گذاری، بر پایۀ Impression است و پرداخت در آن، در ازای هر ۱۰۰۰ بار نمایش تبلیغ، صورت می‌پذیرد.

CPV – Cost Per View
یک مدل قیمت‌گذاری برای تبلیغات ویدیویی است. در این مدل، پرداخت هزینه در ازاء هر بار نمایش کامل ویدیو انجام خواهد شد.

CTR – Click-Through Rate
درصد تعداد دفعات کلیک روی یک تبلیغ، به تعداد دفعات نمایش آن. به طور خلاصه، CTR با تقسیم Click به Impression محاسبه می‌شود.

Display Advertising
نوعی از تبلیغات آنلاین است که در شکل‌های گوناگونی مانند بنر اکران می‌شود و تفاوت آن با تبلیغات متنی، در وجود المان‌های بصری است. در نوع کلاسیک آن، مدل قیمت‌گذاری بر اساس ارزش جایگاه و مدت زمان اکران است.

Engagement Rate
یک معیار سرشناس در رسانه‌های اجتماعی است و میزان واکنشی که یک پست دریافت کرده را مشخص می‌کند. عدد Engagement برابر است با مجموع عددهای like و share و comment که یک پست دریافت کرده است. واکنش‌های این چنینی به شما می‌گوید که پیام شما تا چه میزان میان طرفداران و دنبال کنندگان‌تان، طنین انداز شده.

Google Analytics
یک سرویس رایگان از گوگل، که کار جمع‌آوری داده از ترافیک ورودی به یک سایت و ارائۀ گزارش به مدیران سایت‌ها را انجام می‌دهد تا بتوانند تحلیل درستی از وضعیت بازاریابی آنلاین در سایت و اپلیکیشن برند داشته باشند. امکانات متنوعی که در GA ارائه می‌شود، آن را به ابزاری حیاتی در SEO تبدیل کرده است.

Google Trends
یکی از ابزارهای تحت وب شرکت گوگل است که تراکم جستجو بر اساس کلمۀ کلیدی را نمایش می‌دهد. این ابزار، محبوبیت یک عبارت کلیدی را در مقایسه با سایرین نمایش می‌دهد؛ نمایشی بر اساس زمان و موقعیت جغرافیایی خاص.

Hashtag
مفهومی مانند Tag دارد، با این تفاوت که کاربرد آن در شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام و توییتر است. وقتی که یک کاربر، بخواهد پست خود را در رابطه با یک موضوع مشخص منتشر کند، از علامت # قبل از عبارت کلیدی آن موضوع (بدون فاصله) استفاده می‌کند. در واقع، پست‌های منتشر شده توسط کاربران، بر اساس هشتگ، دسته‌بندی می‌شود و می‌توان با جستجو کردن آن هشتگ، پست‌های آن دسته را پیدا کرد.

Hit
به تعداد بازدیدکننده‌های یک سایت، تعداد Hit دریافت شده توسط آن سایت گفته می‌شود.

Impression
به تعداد دفعات نمایش یک آگهی یا یک پست، عدد Impression آن گفته می‌شود.

Inbound Marketing
به آن دسته از فعالیت های بازاریابی گفته می‌شود که مخاطب را جذب می‌کند و دیگر لازم نیست که بازاریاب برای جلب توجه مخاطب، به دنبال او برود؛ مانند بازاریابی محتوایی، بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی، SEO و برگزاری رویدادهای آنلاین. در واقع، در Inbound Marketing این مشتریان هستند که برند را پیدا می‌کنند. در این شیوه از بازاریابی، همه چیز بر پایۀ آسان کردن دستیابی آنلاین به برند و جلب توجه از طریق محتوای مفید و جذاب است. محتوایی که با علایق مشتریان هماهنگ است، به طور طبیعی ترافیکی را به سمت برند می‌کشاند که می‌توان آن را به مرور زمان به مشتری و مروج برند تبدیل کرد.

Influencer
به کسی گفته می‌شود که تعداد زیادی دنبال کننده در یک یا چند رسانۀ اجتماعی دارد و این دنبال‌کننده‌ها را به خاطر تخصص در یک حوزۀ خاص یا به نمایش گذاشتن سبک زندگی یا بیان نظرات شخصی خود، به دست آورده است. این افراد، قدرت زیادی در ایجاد ارتباط با دنبال‌کنندگان‌شان دارند و از این طریق می‌توانند بر نظرات و رفتار آن‌ها اثر بگذارند.

Influencer Marketing
استفاده از افراد اثرگذار (Influencer) در رسانه‌های اجتماعی، برای پیشبرد کمپین و رساندن پیام برند به گروه مخاطب. بدیهی است که شرط موفقیت در چنین کمپین‌هایی، علاوه بر داشتن استراتژی درست و ایدۀ جذاب، انتخاب افراد مناسب به عنوان Influencer است.

Interstitial Ads
به آگهی تمام صفحه‌ای گفته می‌شود که هنگام عبور کاربر از یک صفحه به صفحه‌ای دیگر، نمایش داده می‌شود. این نوع از آگهی، بیشتر در اپلیکیشن‌های موبایل مرسوم است و شناخته شده‌ترین نمونۀ آن، همان است که در اپلیکیشن‌های بازی، وقتی که یک مرحله تمام می‌شود و پیش از آغاز مرحلۀ بعدی، نمایش داده می‌شود. کاربر در مواجهه با این آگهی، دوانتخاب دارد؛ یا روی call to action آن کلیک می‌کند یا آن را می‌بندد و به اپلیکیشن برمی‌گردد.

Keyword
کلمه‌ها یا عبارت‌های کلیدی، موضوعاتی هستند که موتورهای جستجو، صفحه‌های وب را بر اساس آن‌ها ایندکس می‌کنند.

Landing Page
صفحه‌ای خاص در یک وب سایت که کاربران بر اثر کلیک روی یک آگهی یا نتیجۀ موتورهای جستجو یا موارد مشابه دیگری، به آن هدایت می‌شوند. صفحۀ فرود، بهتر است متناسب با آن موضوعی باشد که کاربر با مشاهدۀ آن به این صفحه آمده است.

Lead
شخص یا شرکتی که به یک محصول یا سرویس علاقه نشان داده باشد؛ مثلا فرمی را پر کرده باشد، در خبرنامه عضو شده باشد یا اطلاعات تماسش را برای دریافت کوپن تخفیف وارد کرده باشد. در بازاریابی درونگرا (Inbound Marketing) ایجاد گروهی از این دست افراد، درست یک مرحله قبل از رسیدن به مشتری است.

Lightbox Ad
آگهی‌هایی که روی یک صفحۀ وب باز می‌شوند و می‌توانند به صورت گرافیکی یا ویدیویی باشند. این آگهی‌ها، توسط نرم‌افزارهای مسدودکنندۀ تبلیغات، بسته یا مسدود نمی‌شوند و حتما نمایش داده خواهند شد. Lightbox با Pop-up متفاوت است و نباید آن‌ها را با هم یکی دانست.

Link Building
به فرآیند افزایش دریافت لینک به سایت گفته می‌شود. از ملزومات این کار، می‌توان به تولید محتوای جذاب‌تر و به روز، ایجاد بلاگ و درخواست از مخاطبان برای به اشتراک‌گذاری لینک مطالب اشاره کرد. یکی از اهداف در SEO، ایجاد تعداد زیادی لینک خوب به سایت است.

Native Advertising
آگهی‌ که از سایر محتواهای کانالی که در آن منتشر می‌شود، قابل تشخیص نباشد.سرشناس‌ترین نمونه از این آگهی‌ها، گزارش آگهی یا گزارش‌های اسپانسری هستند که در سایت‌های خبری منتشر می‌شوند.

Organic Traffic
ترافیکی که به صورت طبیعی و بدون پرداخت هزینه، از طریق موتورهای جستجو وارد سایت شود.

Page View
برابر است با مجموع تعداد دفعاتی که یک صفحۀ وب در مرورگر کاربران باز شده است.

PageRank
یکی از فاکتورهایی است که گوگل برای نمایش یک صفحۀ وب، در لیست نتایج یک جستجو استفاده می‌کند. Page Rank مقیاسی برای تعیین اهمیت یک صفحۀ وب است و بر اساس تعداد لینک‌های ورودی به یک صفحۀ وب سنجیده می‌شود؛ با در نظر گرفتن این نکته که گوگل کیفیت لینک‌های ورودی را می‌سنجد.

Paid Traffic
ترافیکی که از طریق پرداخت هزینه، بابت نمایش سایت در نتایج جستجوی یک keyword به دست می‌آید. Piad Search، به صورت مجزا از سایر نتایج آن keyword، مثلا در بالا یا پایین صفحۀ نتایج جستجو، به نمایش در می‌آید.

PPC – Pay per Click
در تبلیغات، PPC و CPC به جای همدیگر به کار برده می‌شوند. به طور کلی، وقتی صحبت از PPC می‌شود که بخواهیم در مورد نوع کمپین صحبت کنیم. CPC در مورد چیزی صحبت می‌کند که شما در برنامۀ تبلیغاتی خود، عملا بابت هر کلیک پرداخت می‌کنید. این مثال، موضوع را روشن‌تر می‌کند: «ما می‌خواهیم یک کمپین PPC در گوگل راه بیاندازیم و می‌خواهیم میانگین CPC یک دلار باشد»

Reach
مجموع افرادی که یک آگهی یا پست را می‌بینند. یک مثال: اگر یک آگهی توسط یک نفر ۵ بار دیده شود و یک بار روی آن کلیک کند، عدد Reach آن آگهی یک، عدد Impression پنج و CTR برابر ۲۰% است.

Retargeting / Remarketing
روشی است برای دسترسی مجدد به افرادی که قبلا از سایت شما بازدید کرده‌اند. آگهی شما می‌تواند به این افراد نشان داده شود، حتی وقتی که در حال بازدید از سایت‌های دیگری باشند. برخی معتقدند که این تعریف فقط مناسب Retargeting است و در Remarketing به افراد از طریق اطلاعات تماس آن‌ها (مانند آدرس ایمیل) پیشنهاد یا آگهی را ارسال می‌کنیم.

ROI – Return On Investment
میزان عایدی که از تبلیغات به دست آمده را در مقایسه با هزینۀ پرداخت شده، مشخص می‌کند. برای محاسبۀ ROI باید مجموع هزینه‌ها را از میزان درآمد حاصل شده از تبلیغات کم کرد، سپس نتیجه را به مجموع هزینه‌ها تقسیم کرد. به عنوان مثال، فرض کنیم که تولید یک محصول، ۱۰۰ ریال هزینه داشته باشد و قیمت فروش آن ۲۰۰ ریال باشد. ۶ عدد از این محصول با هزینه کردن ۲۰۰ ریال برای تبلیغات به فروش می‌رسد.

SEO – Search Engine Optimization
به اعمالی گفته می‌شود که موجب ارتقاء جایگاه یک صفحۀ وب، در لیست نتایج جستجو می‌شود. این اعمال را به صورت عمومی به دو دستۀ on-page و of-page تقسیم می‌کنند. on-page فعالیت‌هایی است که مربوط به خود سایت می‌شود؛ مانند عنوان و توضیح صفحه، ساختار لینک‌های داخلی، طراحی و کدنویسی سایت. off-page عنوان فعالیت‌هایی است که بیرون از سایت و برای جذب ترافیک انجام می‌شود؛ مانند Link Building و Social Media Optimization.

SEM – Search Engine Marketing
SEM مفهومی کلان‌تر از SEO است و در واقع می‌توان SEO را بخشی از SEM دانست. SEM به مجموعۀ فعالیت‌هایی گفته می‌شود که با هدف حضور بیشتر در نتایج جستجو انجام می‌شود تا از این طریق ترافیک بیشتری جذب سایت شود؛ این ترافیک هم می‌تواند مانند SEO و بدون پرداخت هزینه خارجی باشد، هم می‌تواند مانند PPC از طریق پرداخت هزینه باشد.

SLA – Service Level Agreement
توافقی است که به صورت مشخص، آنچه مشتری از سرویس‌دهنده دریافت خواهد کرد را تعیین می‌کند. سطح کمی و کیفی خدمات، روال‌ها و سلسله مراتب، از جمله بخش‌های یک SLA هستند. مثل SLA ای که بین یک برند و آژانس سرویس دهنده‌اش، در یک برنامۀ بازاریابی محتوایی تدوین می‌شود. این تعریف کلاسیک SLA است؛ در حالی که SLA را می‌توان برای هم مسیر کردن تیم‌های بازاریابی و فروش در یک شرکت هم تنظیم کرد. به عنوان مثال، SLA تیم بازاریابی، توقعات تیم فروش را با توجه به کمیت و کیفیت مشتریان بالقوه مشخص می‌کند و SLA تیم فروش، توقعات تیم بازاریابی در مورد عمق و تعداد دفعات پیگیری انجام شده برای مشتریان بالقوه را تعیین می‌کند. در تنظیم SLAهای درون شرکتی، فاکتورهایی مانند اهداف و گزارش‌ها هم در نظر گرفته می‌شوند.

Social Media Optimization
بهینه‌سازی رسانه‌های اجتماعی، برای هدایت ترافیک به سمت هدفی مشخص؛ عموما به سمت وب‌سایت برند. SMO از آنجایی اهمیت پیدا می‌کند که موتورهای جستجو و به ویژه گوگل، تمام صفحه‌های غیرخصوصی (public) در رسانه‌های اجتماعی را همانند سایر صفحه‌های وب، بررسی و ایندکس می‌کنند. گوگل البته به صفحه‌های ساخته شده در گوگل پلاس و یوتیوب، اهمیت بیشتری نسبت به سایر رسانه‌های اجتماعی می‌دهد (به صورت رسمی تایید نشده است). SMO همچنین با کمپین‌های Viral ارتباط مستقیم دارد؛ وقتی که محتوایی از سایت برند در یک شبکۀ اجتماعی به صورت انبوه دست به دست شود، عملا شانس دریافت ترافیک بیشتر برای سایت، بیشتر می‌شود.

Social Media Policy
سند مکتوبی است که در مورد نحوۀ صحبت کردن کارکنان یک برند از کارشان در رسانه‌های اجتماعی توضیح می‌دهد. به علاوه، توصیه‌هایی هم دربارۀ استفادۀ درست از رسانه‌های اجتماعی برای کارکنان دارد. این سند برای محافظت از شرکت نوشته می‌شود و بایدها و نبایدهای گفتاری کارکنان در رسانه‌های اجتماعی را مشخص می‌کند.

Tag
از آنجایی که کامپیوتر نمی‌تواند درکی شبیه به انسان از محتوا داشته باشد، برای جلب توجه یک Web Crawler (رباتی که صفحه‌های وب را با هدف ایندکس کردن مرور می‌کند) به موضوع‌هایی مشخص در سایت، از Tagها استفاده می‌شود. البته تگ‌ها کاربرد دیگری هم دارند. اینکه مدیران سایت، برای دسته‌بندی محتوای سایت‌شان از آن استفاده می‌کنند. هر Tag به یک آدرس اینترنتی (URL) منحصر به فرد تبدیل می‌شود. مثلا، وقتی ویدیویی کوتاه از فیلم فروشنده را منتشر می‌کنید، می‌توانید آن را با نام «اصغر فرهادی» Tag کنید و با این کار به Web Crawler ها بگویید که این محتوایی در مورد «اصغر فرهادی» است. توجه داشته باشید که هیچگاه نباید از Tagها استفادۀ نامربوط یا بی‌جا کرد.

Trend
رویداد یا موضوعی که به صورت عمومی و در سطحی وسیع در مورد آن صحبت شود.